تبعات کمک های آمریکا به ایران در قالب اصل چهار ترومن (2) :
کمک های آمریکا به ایران فقط در قالب اصل چهار ترومن ادامه نیافت . آمریکا بار ها و بارها به شاه ایران در جهت تحقق پیشرفت به سوی دروازه تمدن ،کمک های چندی را داشت بسیاری از این کمک ها بصورت بلاعوض به ایران دادشد تا صرف مبارزه با فقر و جلوگیری از نفوذ کمونیسم در ایران شود ،اما در چه راههائی این کمک ها صرف شد ، شنیدنی است . به راستی چه بر سر کمک های مالی آمریکا به ایران آمد ،و بار دیگر می خوانیم که این کمک ها صرف دادن پاداش به کسانی شد که در جریان کودتای 28 مرداد توانسته بودند در داخل و خارج کشور زمینه های سقوط دولت مصدق و بازگشت شاه را فراهم نمایند. اینگونه:س
ادوین تورن معاون بانک سیتی بانک 500 هزار دلار
چارلز .ام.کاریدی منشی سفارت آمریکا در ایران 100 هزار دلار
هاوارد .دبلیو. پیچ معاون استاندارد اویل و رئیس آرامکو 300 هزار دلار
آدلف .ای جویلر. رئیس اجرائی بنیاد خاور نزدیک 500 هزار دلار
جی.وارد .کی نر عضو مؤسسه مطالعات خارجی آمریکا 500 هزار دلار
هارولد .ای گری. مدیر عامل شرکت پان آمریکن .500 هزار دلار
جرج.پارک هرست رئیس کمپانی استاندار اویل کالیفرنیا 500 هزار دلار
کلولند.ای .دوچ رئیس و هیئت مدیره بنیاد خاور نزدیک . 500 هزار دلار
این مبالغ طی دومین دسته چک و 9 روز به مسافرت شاه به آمریکا کشیده شدند.
در سال 1964 آمریکا مبلغ 6 میلیون دلار دیگر به ایران پرداخت کردند که این چنین تقسیم شد .
محمود رضا 2 میلیون دلار
اشرف پهلوی 1 میلیون دلار و مجددا از مبلغ قبلی 15 میلیون دلار دیگر برای فرح پهلوی پس از آن 4 میلیون دلار و پس از آن 6 میلیون دلار دیگر نیز در وجه فرح پهلوی .
تعدادی چک بین 1 تا 7 میلیون دلار بدون اسم گیرنده در وجه بانک سوئیس صادر شد یعنی هر کس میتوانست به راحتی آنها را وصول نماید.
خارج از کمک های اصل چهار ،آمریکا مبالغ دیگری هم به ایران نمود تا صرف بازسازی کشور شود از جمله در سال 1959 در حدود 5/2 میلیون دلار به سازمان برنامه و بودجه ایران کمک نمود که در همان سال 2 میلیون دلار از این پول به حساب بنیاد پهلوی واریز شد . مجددآ در همان سال 1959 مبلغ 5/561/171/3 دلار به سازمان برنامه و بودجه ایران کمک نمود که مجددآ2 میلیون دلار آن به حساب بنیاد پهلوی واریز شد. مجددآدر همان سال 1959 در حدود 83/553/890/3 دلار برای سازمان برنامه و بودجه ایران واریز شد و مجددا 5/2 میلیون دلار آن به حساب بنیاد پهلوی واریز شد.
در 1961 مبلغ 000/300/24 دلار به عنوان کمک بلاعوض به دولت ایران پرداخت شد که به حساب بانک مرکزی ایران واریز شد که مبلغ 12 میلیون دلار آن به حساب بنیادپهلوی رفت . مجددأ در همان سال مبلغ 5 میلیون دلار به بانک مرکزی ایران واریز شد که 4 میلیون آن به حساب بنیاد پهلوی اختصاص یافت . 15 میلیون دیگر در همان سال به وزارت دارائی ایران اختصاص داده شد که این وزارتخانه 10 میلیون آن را به حساب بنیاد پهلوی سپرد . مجددآدر همان سال 15 میلیون دیگر به وزارت دارائی ایران داده شد که 10 میلیون آن دوباره به حساب بنیاد پهلوی برده شد با احتساب این مبالغ چیزی در حدود 56 میلیون دلار از کمک های آمریکا به بنیاد پهلوی داده شد
بنیاد پهلوی دارای حساب بانکی شماره 20- 214895 در اتحادیه بانک های سویس بود و از همین حساب چک های چند میلیون دلار کشیده می شدند.
درسال 1957 کمیته تحقیق سنای آمریکا تلاش زیادی نمود تا مشخص نماید چه بلائی بر سر 250 میلیون دلار ی که به صورت کمک های اقتصادی بلاعوض در طول 5 سال گذشته به ایران داده شده ،آمده است و سرانجام به این نتیجه رسید که بیشتر این پول ها حیف و میل شده است . این کمیته همچنین بیان داشت که ایران بابت حق الامتیازاستخراج نفت که از کمپانی های نفتی می گیرد ، هیچ احتیاجی به صدقه گرفتن از امریکا ندارد .
نوشته شده توسط گروه تاریخ در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 22:13 موضوع | لینک ثابت
تبعات کمک های آمریکا به ایران در قالب اصل چهار ترومن (1) :
همیشه برایم این سوال مطرح بود که کمک های آمریکا به ایران در قالب اصل چهار ترومن چگونه و در چه راههای به کار گرفته شد . آیا همانگونه که اصل چهار بیان میداشت که این کمک ها صرف بازسازی شبکه های بهداشتی و درمانی ، اقتصادی و اجتماعی کشور های جهان سوم و دریافت کنندگان این کمک ها شد یا نه .امروز فهمیدم که شد انچه نمی بایست می شد و نتیجه گرفتم که شایداگر من هم بودم چنین می کردم یا شاید شما یا دیگری و...... بخوانید.
کمک های آمریکا به ایران ما در قالب اصل چهار به درستی و بدین گونه که خواهم آورد ،صرف بازسازی شبکه ها ی فساد در کشور و خریدن افراد با نفوذ خارجی در سازمان ها و ارگان های مختلف جهانی و محافل آمریکائی گردید . خوانده این متن به خوبی بیان می دارد که بیشتر از آنکه شاه ایران تحت سلطه آمریکا و انگلیس باشد ، در حقیقت این مقامات آمریکای و انگلیسی بودند که تحت اراده و نفوذ شاه ایران بودند . این نکته را حوادث بعدی ایران و ناتوانی سازمان ها و ارگان های ذی نفوذ در ایران و وقوع انقلاب اسلامی به خوبی نشان داد . محمد رضا شاه به محض دریافت اولین کمک مالی آمریکا به ایران ، آن را چنین نذر نمود:
شاهزاده شمس پهلوی 1میلیون دلار شاهزاده شهناز پهلوی 2 میلیون دلار
شاهزاده فاطمه پهلوی2 میلیون دلار شاهزاده اشرف پهلوی 3 میلیون دلار
فرح پهلوی 15 میلیون دلار شاهپور حمید رضا 500 هزار دلار
شاهپور عبد الرضا 2 میلیون دلار شاهپور غلامرضا 2 میلیون دلار
شاهپور محمود رضا 1 میلیون دلار احمد شفیق (شوهر اشرف )1 میلیون دلار
سرلشکر محمد امیر خاتمی شوهر فاطمه پهلوی 1 میلیون دلار
دکتر علی امینی 2 میلیون دلار اردشیر زاهدی شوهر شهناز پهلوی 3 میلیون دلار
امیر اسداله علم 1 میلیون دلار دکتر حسین علا 1 میلیون دلار
جمشید خبیر 500 هزار دلار درک . اف میشل 500 هزار دلار
خانم لوی هندراسون همسر سفیر آمریکا در ایران 1 میلیون دلار
آلن دالس رئیس سازمان سیا 1 میلیون دلار
هنری .ار . لاس ناشر مجله آمریکائی تایم لایف 500 هزار دلار
جرج .وی . آلن متخصص امور حاورمیانه در وزارت خارجه آمریکا 1 میلیون دلار
ویلیام.ای.بوک.جی آر. 200 هزار دلار دندلف.دیکینز.جی آر. 200 هزار دلار
سلدین چاپین سفیر بعدی آمریکا در ایران 1 میلیون دلار
آر.آی.پی گوت دریا سالار انگلیسی و فرمانده ناوگان انگلیس درخاورمیانه 1 میلیون دلار
ت.دبلیو.پایپر فرمانده نیروی هوائی انگلیس در خاورمیانه 1 میلیون دلار
دیوید راکفلر 2 میلیون دلار
ویلیام وارن رئیس اصل چهار در ایران 1میلیون دلار ا.و.ویستر 2میلیون دلار
دولاند لیز 1میلیون دلار تئودورمک وی 1میلیون دلار
نوشته شده توسط گروه تاریخ در شنبه هشتم تیر 1387 ساعت 22:29 موضوع | لینک ثابت
قابل توجه دبیران محترم تاریخ که مایل به ثبت نام برای اردوی
علمی تفریحی درروز شنبه تاریخ ۸/۴/۸۷ به استان کرمانشاه هستند ثبت نام نمایند
تمامی مخارج صبحانه و نهار و بیتوته به عهده خود دبیران میباشد .این سفر به مدت ۴ روز انجام میشود .
نوشته شده توسط گروه تاریخ در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 ساعت 14:43 موضوع | لینک ثابت
باعرض سلام وادب واحترام وتشکراز مطالب موجز وکامل استادوهمکار گرامی جناب آقای صالحی لازم دانستم در ادامه مطالب ارزنده ایشان تحقیقی که در این مورد انجام شده است را بصورت خلاصه ارائه نمایم
سومکا
حزب سوسیالیست ملی کارگران ایران سومکا از جمله حزب هایی است که در دهه 30 همزمان با ملی شدن صنعت نفت در ایران، پا به میدان سیاست گذارد. متأسفانه در نوشته هایی که در زمینه ی ملی شدن صنعت نفت نوشته و چاپ می شود بسیار کم به نقش ِ احزاب دست راستی همچون حزب ملت ایران ،حزب پان ایرانیسم و حزب سومکا پرداخته می شودو در نامه هاو نوشته ها ی کلاسیک نیز همچون ایران بین دو انقلاب ، تاریخ سیاسی 25 ساله ایران بیش تر به نقش حزب توده پرداخته شده . در حالیکه اینگونه حزب ها در پیشبرد هدف ملی در آن زمان نقش به سزایی داشتند .حزب سومکا نیز از آن دسته گروههای سیاسی است که نام آن به گوش کمتر کسی خورده و حتی بسیاری از دانشجویان ِ تاریخ و علوم سیاسی از هستی یک حزب نازی در ایران ناآگاهند .در نوشته های ِ تاریخی ِ نو اندک اندک گرایشی به شناسایی این گروه سیاسی دیده می شود که تلاشی است در راستای پر کردن خلأ موجود. نوشته های زیر از نامه هایی هستند که در آن ها کمابیش به رویه ی ِ گسترده پیرامون ِ حزبِ سومکا قلم فرسایی شده: همانگونه که می بینید نوشته های انگشت شمار ی پیرامون این مسئله نگاشته شده و تازه از همین نوشته های بالا نیز تنها یک مورد آن به رویه ی ِ جدا به این مهم پرداخته . در نوشتار های زیر تلاش می شود تا زمینه یی برای آشنایی بیشتر با پیشینه و خواسته ی ناسیونال سوسیالیست های ایرانی فراهم آید . باشد که در آینده تلاش ها و کوشندگی های بیشتری در این زمینه دیده شود. و این برگ از تاریخ کشورمان بیشتر از پیش برای هم میهنانمان آشکار شود.« سومکا » کوتاه شده ی ِ ((حزب سوسیالیست ملی کارگران ایران)) است. در سال 1331 به وسیله دکتر داوود منشی زاده (1310- 1368 ) و پیشگامی یاران وی همچون منوچهر امیر مکری ،منوچهر فروتن،پرویز فروتن ،حسین ضرابی و... بنیان گذارده شد. فلسفه ی این حزب بر پایه همان ناسیونال سوسیالیسم( نازیسم ) هیتلری بود. دکتر منشی زاده آموزش دیده ی آلمان و از اعضای حزب نازی در آلمان بود . به قدرت رسیدن هیتلر در آلمان مقارن بود با روی کار آمدن رضا شاه در ایران. رضاشاه فردی متمایل به گرایش های آرکائلیست(باستانگرایانه ) بود. وی نیزمثل آدولف هیتلر و نازی ها به برتریِ نژاد آریا باور داشته که بی تاثیر از آن نبود .پس از آشنایی بانازی ها گرایش رضاشاه به آلمان نازی و هیتلر بیشتر شد .دشمنی ذاتی ملت ایران با روس و انگلیس نیزباعث شد تا گرایش ایرانی ها و رضاشاه به آلمان نازی بیشتر شود.در طی سال های ِ جنگ جهانی دوم ایرانیان به علت تاثیرهای ِ تاریخی،نژادی وسیاسی در کنار ملت آلمان قرار گرفتند.در سال های ِ 1936م. آلمان ها با تبلیغات فراوان نژاد نوردیک و مردم ایران را برادر اعلام کردند و کابینه آلمان ایرانیان را از نژاد خالص آرین دانست وتسهیلات فراوان اقتصادی در دسترس دولت ایران قرار داد و حتی نشان صلیب شکسته (گردونه مهر) بنام نماد پیوند دو ملت آریایی شناخته شد و آلمانی ها سقف راه آهن تهران را با این سمبل آذین کردند.
این بود شمه ای از روندگرایش ایرانیا ن در درون مرز به نازیسم. در دوران جنگ در برون مرز نیز نویسندگان ایرانی همچون صادق هدایت و بزرگ علوی گرایشی به نازیسم آلمانی پیدا کرده بودند. دکتر منشی زاده نیز در آن دوران به سوی ایدئولوژی ِ نیرومند ناسیونال سوسیالیزم کشیده شد .
دکتر داوود منشی زاده که بود
دکتر منشی زاده نوه «کریم بیک » بود که در ایروان چشم به هستی گشود. کریم بیک مردی بیگانه ستیز و میهن خواه بود که با درجه سرهنگی در قشون قزاق خدمت می کرد.کارهای بیگانه ستیزانه ی وی سرانجام آن شد که «کاساکوفسکی »رئیس روسی قزاق خانه وی رابه گونه ی ناجونمردانه ای مسموم کند .پس از کشته شدن کریم بیک فرزندش« ابراهیم » به فراخوان کاساکوفسکی به خدمت نیروهای قزاق در آمد .وی که از چگونگی کشته شدن پدر آگاه بود در اندیشه ی ادامه راه وی می بود .میرزا ابراهیم در دوره های بعدی از بنیان گزاران «کمیته مجازات» شد از همین روی همراه سرتیپ اسد الله خان ابوالفتح زاده کلات نادری تبعید شد .و لی در میان راه سمنان و دامغان به دستور وثوق الدوله کشته شد و وانمود کردند که هر دو به هنگام گریزتیر خوردند.داوود در 6شهریور 1293 در تهران زاده شد آموزش وی را پس ازمرگ پدر ، مادر بزرگش به دست گرفت داوود منشی زاده در سال 1310 از سوی دولت برای آموزش به فرانسه رفت و از دانشگاه دیوژنdijon در سال 1316 لیسانس ادبیات گرفت .منشی زاده در سال 1937 به آلمان رفت و در سال 1938 تحصیلاتش را در رشته های اسلام شناسی و ایران شناسی وهند شناسی ادامه داد . در این سال در مونیخ برای یکپارچگی ایران و افغانستان تلاش نمود و انجمن ایران و افغان را پشتیبانی و همراهی کرد. دکتر پس از سال 1939 با بهرام شاهرخ(فرزند ارباب کیخسرو ) در رادیو آلمان بخش فارس همکاری نمود.منشی زاده در این سال ها یکی از اعضای حزب نازی بود و رهبران حزب به او اعتماد کامل داشتند . در همین سال ها دکتر با سازمان تبلیغات آلمان نازی همکاری می کردو در داس رایش das reich ارگان حزب نازی مطلب می نوشت .چند روز پیش ازسقوط برلین هنگامی که بلشویک ها در پشت در وازه های شهر برلین بودند. دکتر منشی زاده در حالی که جزو واپسین سر بازان ِ ارتش بود از ناحیه پا هدف ِ گلوله ی ِ توپ قرار گرفت و تا 2 سال با بیمارستان و پزشکان سر و کار داشت.وی در سال 1322 از دانشگاه برلین دکترای فلسفه و ادبیات گرفت و در سال 1326به آموزش ایران شناسی در دانشگاه مونیخ فرا خوانده شد.همچنین در سال های 1950 بنام ِ استاد ِ مهمان در دانشگاه ِ اسکندریه به آموزش زبان پارسی پرداخت.این بود مختصری از زندگی ِ دکتر منشی زاده پیش از آمدن به ایران. دکتر منشی زاده پس ازآمدن به ایران ِ (حزب) سومکا را پایه نهاد .- برخی می گویند این حزب در سال 1329 توسط امیر مکری و هم اندیشان وی ساخته شده بود و منشی زاده هم به این گروه پیوست .چهره ی منشی زاده ه بسیار به آدولف هیتلرشباهت داشت و حتی موی سر و صورت خود را نیز همچون هیتلر آرایش می کردو چون هیتلرسخنران چیره دستی بود. بسیاربه بسامانی (( دسیپلین ((پا فشاری می نمود و از اعضای سومکا نیز دسیپلین حزبی انتظار داشت.منشی زاده پس از به راه انداختن سومکا با دشواریهای پولی روبرو شد.به همین جهت به چاپ روزنامه ی حزبی پرداخت .حزب سومکا چندی با هفته نامه ی مردان آهنین و چندی با شیر شرق همکاری نمود. داریوش همایون از نویسندگان اصلی آن به شمار می رفت.اعضای حزب سومکا با نام « هم پیمان » شناخته می شدند.برای عضویت در حزب سومکا هرکس بایستی سوگند نامه یی را در حالی که دستش را در جعبه ای که محتوی «خاک ایران » بود می خواند :
*)به مرام حزب سومکا وفادار باشم
در اجرای تصمیمات حزبی از جان دریغ نکرده
در مجازات کسانی که به مرام حزب خیانت کنند به فرمان حزب کوشیده شود
تن و جان خود را از این لحظه به حزب سوسیالیست ملی کارگران ایران متعلق دانسته
نسبت به پرچم و رهبر حزب سومکا تا پای جان وفادار باشم .
درفش سومکا :
درفش سومکا ،درفشی سرخ رنگ بود که در میانه ی آن دایره ای سفید رنگ نقش بسته و درون گِردی نماد هندسی یک سیمرغ کشیده شده بود . که به رنگ سیاه می بود . هریک از گروه های سومکا نیز آرم ویژه ی خود را داشتند که شناخته ترین و زیباترین شان گروه حمله و نشان گروه جاویدان سیمرغ شکسته بود
پوشاک سومکا:
پوشاک سومکا پیراهن ِ سیاه بود به یاد نهضت ابومسلم خراسانی که بازوبند حزبی بر روی بازوی دست راست بسته می شد . در ماده ی 10 آئین نامه ی حزبی مردانی که در حزب سومکا آمده اند لباسی مشخص و رسمی دارند که عبارت است از پیراهن سیاه یقه بسته با یک سر دوش روی شانه راست و دو جیب روی سینه و شلوار خاکستری و پوتین سیاه است . در ماده ی 6 آئین نامه حزبی زنان آمده : لباس گروه زنان ایران دامن خاکستری وپیراهن سیاه و کلاه حذبی است که روی آن نشان گروه زنان است.
عضویت در سومکا
ماده 1 آئین نامه عضویت در سومکا ،می نویسد : هر ایرانی و ایرانی نژاد و هر کس که در محیط ایرانی بوجود آمده و سازگاری نژادی با ایرانی دارد می تواند عضوسومکا باشد .به عضویت حزب هم پیمان گفته می شد و هم پیمانان باید هنگام برخورد به جای سلام دست راست خود را کشیده تا برابر پیشانی ،در حالیکه کف انگشتان به هم چسبیده و کف دست راست رو به زمین است ،بلند کنند ودست چپ را روی نیمه چپ کمربند قرار می دهند و شاد ایران می گفتند . به رهبر حزب هنگام برخورد به جای درود و بدرود شاد رهبر گفته می شد و رهبر نیز در پاسخ شاد ایران می گفت.ماده 13 آئین نامه عضویت می گوید : کلیه افراد باید در برابر افراد بالاتر خبردار بایستند تبصره: در خبردار حزبی پاها کشیده بوده و در حدود سی سانتیمتر از هم دور است و بدن راست ماده 14 همان آئین نامه آورده : استعمال کلمات تملق آمیز و تعارفی مانند بفرمائید ،بنده، عرض می کنم ، حقیر و مانند آن ها ممنوع است
سیاست نژادی سومکا :
حزب سومکا دارای برنامه های گسترده سیاسی ، فرهنگی ،نژادی و اقتصادی است که بررسی یک یک آن ها گفتاری جدا می طلبد ..اخراج جهود ها وبیگانگان از همه کارها و مشاغل و مقدمات مسئولیت ها ی اجتماعی سر لوحه سیاست نژادی ناسیونال سوسیالیست های ایران می بود .در مورد یهود می گوید : هر کسی جهود ها را اتباع دولت ایران می پندارد که پیرو مذهب یهود هستند و نمی بینند که آن ها ملت متحدی هستند که همه چیزش برای ما بیگانه است و نمی داند که آن ها بر پیکره ملل دیگر انگلی بیش نیستنددر دنباله آن به دارائی و ثروت جهودچه آن ها که صد ها سال است در ایران زندگی می کنند وچه آن ها که تازه از بغداد رسیده اند اشاره دارد که از راه ها ی فاسد و نا مشروع گِرد آمده . سومکا خواهان این است که از کوچ جهود ها ی عرب و بیگانگان طفیلی دیگر به ایران جلوگیری شود عرب ویهود را از یک ریشه دانسته وخواهان رانده شدن آن ها از ایران است . در جایی به کوچ اعراب و تازیان به ایران اشاره دارد و از آن با دریغ و نگرانی یاد می کند .در مورد حق تابعیت می گوید : هر انیرانی غیر ایرانی (anirani) تنها به نام میهمان می تواند در ایران زندگی کند وپیرو هنجارهایی خواهد بود که برای بیگانگان ساخته شده . در بند 7 بخش ج می گوید : « تأمین حقوق و انجام امور ایرانیان مقدم بر امور افراد ملت های بیگانه است . در این که حزب سومکا با الهام از اندیشه های آدولف هیتلر روی گرفته شکی نیست. در بسیاری از موارد نیز سومکا از ایدئولوژی سیاسی و اقتصادی نازیسم شکل گرفته است . که بزرگترین آن دشمنی با دموکراسی دیکتاتوری توده یا به تعبیر نیچه((( گلّه ((می باشد. پیشگفتاراساسنامه حزب سوسیالیست ملی کارگران ایران ،گویا تر از هر کس این مطلب را بیان می کند :حزب سوسیالیست ملی کارگران ایران بر پایه اندیشه ناسیونال سوسیالیسم استوار شده است .چون پایه ناسیونال سوسیالیسم - این ایدئولوژی دنیای نو – بر واقعیت استوار است . چه موجودیت آن ها حقانیت آنها را ثابت می کنداین است که خود را منطبق بر واقعیت ِ حکومت بنا کرده است .هم چنان که در طبیعت فرماندهی با موجودات نیرومند تر و برگزیده تر است ،در حزب نیز، فرماندهی به آن ها که استعداد فرماندهی دارند سپرده می شود . بنابراین سومکا از دموکراسی و رژیم انتخاباتی – این فئودالیسم جدید – که فرماندهی را به هوچی گری و پول ومیدان را به آنارشی می سپارد ،اجتناب می ورزد .
غلامحسین فرهنگ
نوشته شده توسط گروه تاریخ در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 ساعت 20:39 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط گروه تاریخ در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 ساعت 11:30 موضوع تاريخ معاصر | لینک ثابت
توضیح یک مطلب و بیان یک اشتباه (۱ ) : امسال و در جریان ارائه کتاب تاریخ معاصر ایران که جهت تدریس در مقطع متوسطه و برای رشته های غیر انسانی در نظر گرفته شده بود ، پس از مدت ها چالش و بحث بین گروه های مؤلف ، کتاب تألیفی گروه دکتر علی اکبرولایتی ( دکترای اطفال ) به عنوان یک کتاب درسی در نظر گرفته شد و در سال تحصیلی جاری تدریس شد. این جانب در یکی از پست های اولیه خود نقدی نسبتأ طولانی بر آن کتاب نوشتم . در این جا بر آنم تا به موردی در این کتاب درسی بپردازم که حداقل برای این جانب تا کنون محرز نشد که این اصطلاح یا بهتر بگویم حزبی که از آن نام برده شده و بدان اشاره خواهم داشت اصلا وجود خارجی داشته یا یک اشتباه در حروفچینی کتاب بوده است .
در صفحه ی 90 این کتاب می خوانیم که :با این وجود برخی احزاب و دسته جات سیاسی نیز برای پیشبرد اهداف و مقاصد شاه و دربار تأسیس شدند که می توان از حزب «تاریا » و « حزب سوسیالیسم ملی کارگران » که به اختصار « سومکا » نامیده می شد ، نام برد. بنده در مراجعات مکرری که به سایت های معتبر در زمینه ی تاریخی و سیاسی داشتم و نیز در مراجعه به چند کتاب در خصوص احزاب سیاسی در دوران پهلوی اول و دوم و حتی از مشروطه به بعد ، هیچ حزبی با نام تاریا ثبت نشده است و اصلا چنین حزبی وجود خارجی نداشته . البته در دوران پس از جنگ جهانی دوم و با بالا گرفتن احساسات متفاوت وبعضأ در چالش با یکدیگر ( ملی گرا ، کمونیستی ، مذهبی ) در ایران گرفتار آثار جنگ ، محمدرضا شاه که از همان آغازین سال های حکومتی خود متهم به وابستگی به آمریکا و انگلیس از جانب احزاب مترقی چپ قرار گرفت ، حمایت گسترده ای را از گروه ها و دسته جاتی که عنوان حزب را با خود داشتند ،آعاز نمود و از جمله این گروه ها حزب فاشیستی آریانا و نه تاریا را می توان نام برد که به واسطه حملات گسترده ای که به طرفداران حزب توده داشتند ، موردتوجه خاص محمد رضا شاه قرار گرفت . همچنین از حزبی با نام مخفف سومکا نام برده می شود که متشکل از مشتی از ارازل و اوباش و چماق به دست و پنجه بوکس داران بود که به تجمعات و میتینگ های حزبی توده ای ها حمله ور می شدند . تا انجا که میدانیم حزب آریانا اول بار توسط سر لشکر ارفع ، رئیس ستاد ارتش آن زمان ایران تشکیل شد و به دنبال آن حزب سومکا را هم پایه گذاری نمود . شاید ذکر این نکته بی مورد نباشد که شاه ، سرهنگی داشت به نام حسین منوچهری که بعدأ به درجه امیری رسید و نام خود را به « بهرام آریانا » تقییر داد . این امیر ارتش شاهی بطور افراطی ضد عرب بود و از عرب نفرت وافری داشت . در زمانی که به ریاست ستاد ارتش رسید ، استفاده از واژه های عربی را در ارتش ممنوع ساخت .او بعد ها از سردمداران پاکسازی زبان و ادبیات فارسی از واژگان عربی شد . او همیشه اعراب را به خاطر حمله به ایران لعن و نفرین می کرد و طرفدار ایجاد اتحادیه ای میان کشور های غیر عرب منطقه خاورمیانه و تسخیر کشور های عربی بود. اما در باره حزب سومکا باید بگویم ..........
آقای سیف الله صالحی
دبیر دبیرستان امام حسن سده
نوشته شده توسط گروه تاریخ در جمعه دهم خرداد 1387 ساعت 18:30 موضوع تاريخ معاصر | لینک ثابت

ششمين كتاب انتخاب شده براي نقد درانجمن «رنسانس » اثر جيمز آ كوريك وترجمه آزيتا ياسائي است كه چاپ ششم آن توسط انتشارات ققنوس درسال 1386 در144 صفحه وباقيمت 28000 ريال به بازار كتاب عرضه شده است . اين كتاب يكي از چندين مجلد مجموعه «تاريخ جهان » است كه مي كوشد از وقايع تاريخي واثرات آن بر زندگي انسان چشم اندازي ژرف ارائه كند . با توجه به تاثير رنسانس در تحولات اروپا وجهان آگاهي از مطالب اين كتاب مي تواند در گسترش انديشه و بينش اعضا مفيد واقع گردد .
نقد اين كتاب باحضور اعضا وساير علاقه مندان روز چهارشنبه 19/4/1387 از ساعت 4 بعد از ظهر درمحل فرهنگسراي شهرداري زرين شهر برگزار خواهد شد .
علاقه مندان مي توانند براي تهيه كتاب به چهار راه مسجد اعظم زرين شهر ،مغازه آقاي توانگر مراجعه نمايند .
نوشته شده توسط گروه تاریخ در شنبه چهارم خرداد 1387 ساعت 6:46 موضوع اخبار گروه تاريخ | لینک ثابت
به نام خدا
در تاریخ ۱۸/۲/۸۷ آخرین مجمع دبیران تاریخ مدیریت آموزش و پرورش زرین شهر در مرکز تحقیقات معلمین زرین شهر با حضور دبیران تاریخ دوره متوسطه برگزار شد
در این جلسه ابتدا آقای زارعین ضمن خیر مقدم به همکاران گزارش عملکرد سالانه را ارائه دادند
سپس سرکار خانم نباتی دبیر محترم تاریخ دبیرستان لقمان چمگردان بیاناتی در مورد روش تدریس فعال (پرده خوانی )که در گروههای استان اصفهان نیز با موفقیت ارائه داده بودند صحبتهائی نمودند و در ضمن تدریس فیلم اجرای روش در کلاس درس را نیز نمایش