برگزاری چهارمین و آخرین گردهمائی دبیران تاریخ
در تاریخ ۱۸/۲/۸۷ آخرین مجمع دبیران تاریخ مدیریت آموزش و پرورش زرین شهر در مرکز تحقیقات معلمین زرین شهر با حضور دبیران تاریخ دوره متوسطه برگزار شد
در این جلسه ابتدا آقای زارعین ضمن خیر مقدم به همکاران گزارش عملکرد سالانه را ارائه دادند
سپس سرکار خانم نباتی دبیر محترم تاریخ دبیرستان لقمان چمگردان بیاناتی در مورد روش تدریس فعال (پرده خوانی )که در گروههای استان اصفهان نیز با موفقیت ارائه داده بودند صحبتهائی نمودند و در ضمن تدریس فیلم اجرای روش در کلاس درس را نیز نمایش دادند که مورد استقبال همکاران واقع شد .
سپس سرکار خانم سهباله سرگروه محترم تاریخ نحوه اجرای مسابقه علمی درس تاریخ ایران و جهان۲ بین دانش آموزان کلاس سوم علوم انسانی درمنطقه را توضیح دادند
و در پایان انتخابات سرگروههای تاریخ سال اینده برگزار شد که جناب آقای صالحی و سر کار خانم سهباله بیشترین آرا را کسب نمودند .
در ضمن برگزاری اردوی کرمانشاه به اوایل تیر ماه موکول شد .
تعاریفی از تاریخ
گذری بر نظر ها و تحولی در افکار: چندی پیش در محفلی ادبی و در جمع ادب دوستانی صمیمی ،بحثی هم از تاریخ به میان آمد که گر چه از روی مزاح بود ، ولی چنان یافتم که در پشت این مزاح ،فکری عامیانه نهفته است .البته این مزاح خود پیشینه ای به درازای تاریخ کشورمان دارد و به قول مرحوم سپهری : هیچ کس زاغچه ای را بر سر مزرعه جدی نگرفت . نمی دانم چه زمانی ما ایرانیان باور خواهیم کرد که تاریخ فراتر از چیزی است که ذهن ما از عامی و عالم را فرا گرفته است ولی یقین خواهم داشت که چنین خواهد شد . به امید آن روز.
تاریخ در گذر گاه خود از باورها ، مفاهیم بسیاری را به خود دیده و خواهد دید ،نگارنده نیز بر این باور است که تمامی آنچه از اهل علم و عامه در این مورد بیان شده قابل احترام و تأمل و همه را به فال نیک گرفته ، بیش از هر چیز بدان امید بسته ام که مصداق این شعر شویم و یا عین این مهم گردیم که : چشم ها را باید شست – جور دیگر باید دید.
انگلس : تاریخ کشتار گاه اراده انسان هااست .
بوسوئه و طبری : تاریخ عبارت است از تجلی گاه مشیت الهی .
کارلایل و فیخته : تاریخ عبارت است از احوال قهرمانان.
پاسگال : تاریخ عبارت است از مجموعه اتفاقات و تصادفات .
ولتر : تاریخ عبارت است از سیر انسان از ظلمت اوهام و خرافات به سوی روشنائی و خرد.
کانت : انسان حیوانی است که احتیاج به ارباب دارد و تاریخ عبارت است از تحقق تدریجی یک طرح پنهان طبیعت که با ایجاد حکومت قانونی جهانی ، هم رابطه دولت ها را تحت ضابطه در آورد و هم روابط افراد را با دولتها.
هگل : تاریخ عقده ای دارد که فیلسوف باید آن را بگشاید .
هگل : تاریخ عبارت است از پیشرفت به سوی آزادی و برخی از مفسران در این تعریف هگل می گویند تاریخ در نظر وی یعنی اتو بیوگرافی خداوند.
مارکس : تاریخ عبارت است از کشمکش یا مبارزه طبقاتی .
زرین کوب :افق اگر تاریک است این تاریکی صبح کاذب است ، نه تیرگی غروب ابدی .
رنه گروسه : اگر لایه سطحی انسان متمدن امروزی را بخراشیم ، لایه انسان حجری ، پدیدار می گردد.
هگل : بزرگترین درسی که از تاریخ می توان گرفت این است که از تاریخ نمی توان درسی گرفت.
کارل یاسپرس : تاریخ منبعی است که انسان نه تنها از آن معرفت و شناختی حاصل می کند بلکه حیات خود را نیز از آن به دست می آورد.
زرین کوب :آنچه نیز هر کس ار تاریخ می آموزد بستگی به تصویری دارد که از تاریخ در خاطر می پرورد. در تمدن امروز صنعتی ما ،تاریخ تقریبأ خاطره ای است که انسان نه فقط به آن شعور دارد بلکه بدان زنده است .
بنتو کروچه: تاریخ عبارت است از فلسفه و مورخ فیلسوف است ، نوشتن تاریخ کار فیلسوفان است .
ژان ژاک روسو : تاریخ عبارت از آن است که از میان چندین دروغ ، آنرا که به حقیقت نزدیک تر است بر می گزینند.
زرین کوب : تاریخ رمانی است که قهرمانش وجود واقعی دارند ولی رومان ، تاریخی است که قهرمانانش وجود فرضی دارند.
گرد آورنده : سیف اله صالحی
برگزاری چهارمین و آخرین گردهمائی دبیران تاریخ
به نام دانای یکتا
قابل توجه دبیران محترم تاریخ منطقه زرین شهر
چهارمین و آخرین مجمع دبیران تاریخ مدیریت آموزش و پرورش زرین شهر
در روز چهار شنبه مورخه ۱۸/۲/۸۷ راس ساعت ۱۴ در مرکز تحقیقات معلمان
برگزار میشود .
موضوعات جلسه :
۱) گزارش عملکرد سالانه
۲)سخرانی سرکار خانم نباتی در مورد روشهای فعال تدریس (پرده خوانی )
۳)تقدیر و تشکر از همکاران موفق
۴)توضیح درمورد نحوه برگزاری مسابقه علمی تاریخ ایران و جهان ۲ سوم ادبیات
۵) انتخاب سرگروه سال آینده
برگزاری مسابقه علمی بین کلیه دانش آموزان کلاس سوم ادبیات منطقه زرین شهر
گروه تاریخ مدیریت آموزش وپرورش زرین شهر
در نظر دارد در تاریخ شنبه ۲۱/۲/۸۷ ساعت ۳۰/۱۲از کلیه
دانش آموزان کلاس سوم ادبیات دبیرستانهای
دخترانه و پسرانه منطقه زرین شهر یک آزمون
از کتاب تاریخ ایران و جهان ۲ برگزار نماید
از کلیه دانش اموزان تقاضامندیم برای آزمون
فوق مهیا شوند .
نفرات برتر از طرف مدیریت آموزش و پرورش منطقه
تقدیر خواهند شد
شعری از کارو
«کاروان ها ، کاروان ها»
کاروان ها ، کاروان ها
پر کنید امشب بدامان سیاهیها .
سرکش اشک من وافسوسها را .
بشنوید از ماتم یک شاعر شوریده سر .
صحرا به صحرا در به در.
فریاد در ره گم کرده ی افسوس ها را .
در نوردید و فرو پیچید ، درهم یکسره .
طومار آتش فانونس ها را .
کاروان ها کاروان ها .
سردهید امشب فغان و ناله ناقوس ها را .
تا زدست مرگ برفرق زمین زندگی کوبم .
کاروان ها کاروان ها .
فارغم امشب به مرگ مادرم از عالم افسون هستی .
جز حقیقت نیست ، هرچه گفتم امشب.
کاروان ها کاروان ها .
با امشب چهار سالی بر عقب رانید .
چرخ عمر ، فرسای زمان را.
بر شکست بال مرغ بی کس ، هجران .
به پرواز آورید این مرغک بی آشیان را .
«خاطرات او»
گریه کنید ، گریه کنید ، ای خاطرات گذشته .
ای خاطرات دروان از یاد رفته جوانی .
ای اشک های پنهانی گریه کنید ، عشق من رفت .
کفن آخرین قطره اشکم ، دستمال سپیدم را که تنها
یادگار اوست دیوانه وار در پارچه سیاهی پیچم و تابوت اشکم
را به امواج آسمان نورد باد ها می سپارم .
ببرید ای بادها . در هم شکنیدش . ببرید.
این تابوت آرامگاه متحرک قلب درهم شکسته ای است که آغشته به اشک و خون،
زیر پای نا کامی «جان سپرد ».
سوزناله های صدایش جان زندگی صاحب مرده ام را به لب مزار آرزو به خاک
سپر ده ام رسانیده .
یک مشت اشک پراکتده در گوشه و کنار دیدگان شب زنده دارم بیداد میکنند
مدت ها با آهنگ پیانو ساکت و درهم کوفته اشک می ریزم .آنگاه دلم می خواهد
فریاد بکشم و فرمان دلم را بلااراده انجام دهم .
«بخت»
ز کوی زندگی بر بسته ام رخت .
زبخت ناکسم آزرده ام سخت .
زهر جا صحبت از بخت است هیچم .
خدا هیچت کند ای بخت بد بخت.
«پایان وفا»
شدم ابری سیه در اسمانت .
تو آبم کرده ای راندی زآستانت .
دلم « در» بود و دربانش تو بودی .
دلم آتش زدی آتش به جانت .
امیر عباس افندی
امیر عباس افندی معروف به هویدا : او از بزرگتری چهره های بهائی ایران و از فراماسونر های فعال (احتمالا وابسته به لژ حافظ یا مولوی ) در ایران بود . پس از برکناری از نخست وزیری سیزده ساله در جریان فضای باز سیاسی رژیم در سال 1356 به وزارت در بار پهلوی منسوب شد . و تا سال 1357 که به دستور شاه و در پی دستگیری رجال فاسد در کابینه شریف امامی و پس از آن ازهاری به زندان جمشید آباد فرستاده شد ، در مقام وزارت دربار مشغول بود . او در زندان بر خلاف سایر هم بندی هایش مانند سپهبد نصیری و دیگران که همواره در فکر سرنوشت شومی بودند که برایشان رقم خورده بود ، با خیال راحت مشغول نوشتن خاطرات خود بود . این در حالی بود که برادرش ، فریدون هویدا و سفیر ایران در خارج ، به شدت از سرنوشت برادر واهمه داشت و به زودی مشخص شد این نگرانی بی مورد نبوده است . خود او بارها درجواب برادرش که او را به فرار از زندان و رفتن به آمریکا تشویق میکرد ، این جمله را بیان می داشت که « من از حضور در دادگاه ترسی ندارم » .
این ماجرا تا زمان فرار شاه از ایران در 26 دی ماه 1357 ادامه داشت ولی پس از آن فریدون هویدا موفق شد تا تلفنی او را در جریان فرار شاه و حاد شدن وضعیت او و دیگر زندانیان قرار دهد . در همین تماس تلفنی بود که هویدا به عمق فاجعه پی برد و به دست و پا افتاد و برادر را این چنین مورد خطاب قرار داد: « هرچه را قبلا گفته ام فراموش کن ، هر کاری که از دستت بر می آید انجام بده که اگر اعلیاحضرت از ایران برود و من در این جا باشم کار تمام است » فریدون هویدا آنچه را در توان داشت به کار گرفت از نیکسون (رئیس جمهور آمریکا ) و کیسینجر ( مشاور امنیت ملی امریکا ) تا ژیسگاردستن (رئیس جمهور فرانسه ) و مادر و خواهران شاه و حتی مقامات دولت انگلیس متوسل شد تا شاید بتواند او را نجات دهد که همگی ناموفق بود . شاه هم از مدت ها پیش دیگر حاضر به شنیدن نام هویدا نبود ، چرا که او را عامل شورش مردم علیه خود می دانست. پس از این ناامیدی، فریدون شروع به افشا گری علیه شاه نمود و در واپسین تلاش برای نجات برادر با بختیار تماس گرفت و بختیار آب پاکی را روی دست های او ریخت : شاه ، هویدا را به زندان انداخته و خود او باید او را آزاد کند » بختیار به او قول داد در صورتی که شاه از بختیار بخواهد ، هویدا را آزاد خواهد نمود . بد نیست بدانیم که شاه در فرودگاه مهر آباد تنها یک نفر ازحکومتیان خود به بختیار سفارش نمود و آن شخص خوش اقبال ، سپهبد حسین آزموده داد ستان نظامی چندین ساله او بود. هویدا تا 22بهمن در زندان جمشید آباد ماند . پس از هجوم مردم به زندان ها و آزادی زندانیان ، جمشید آبادیان هم آزاد شدند ، گویا در آن جمع زندانی مردم تنها به دنبال یک نفر بودند و آن هم سپهبد نصیری رئیس ساواک بود . هویدا پس از این اقدام با خیال آسوده و در حالی که سایر زندانیان معروف جمشید آباد به گوشه ای می خزیدند تا جان به در برند ، آرام راه کافه ای را کا در روبه روی زندان بود در پیش گرفت ، طبق معمول پیپ خود را روشن نمود و مشغول کشیدن آن شد و سپس راهی منزل آیت اله طالقانی شد تا شاید جان به سلامت برد . حوادث بعدی او را در برابر آیت اله حاج صادق خلخالی قرار داد و در ماه های اول سال 1358 به جوخه اعدام سپرده شد . پس از تیرباران او بنا بر در خواست بستگانش جنازه او را به اسرائیل منتقل و در آن جا پس از مومیائی شدن در منطقه کارامل ، بزرگترین پایگاه بهائیان ایران ، دفن شد.
نویسنده : سیف اله صالحی


