گروه تاريخ
گروه تاريخ مديريت آموزش و پرورش منطقه زرين شهر
براساس آنچه وعده دادیم از امروز به بعد سلسله مباحث تاریخی رادرغالب پست های کوتا جهت استفاده ی همکاران وعلاقمندان به تاریخ ایران زمین در این وبلاگ قرار میدهیم وکم وکیف حوادث را به مطالعه ی منابع موجود در این زمینه سفارش می کنیم . امید آنکه مورد قبول قرار گیرد. با این وصف به سراغ اولین دور ازاین مباحث که پیرامون سازمان اطلاعات وامنیت رژیم پهلوی و شخص تیمور بختیار است می رویم . ترور در ترور(شمه ای از سرگذشت تیمور بختیار اولین رئیس ساواک ایران): در باره سازمان اطلاعات و امنیت ایران (ساواک) در عصر پهلوی دوم مطالبی شنیده یا خواند اید . در این باره مقالات و کتاب های چندی به رشته تحریر در آمده است که زیباترین آنها کتاب ساواک نوشته کریستین دانلوا است . نویسنده این مطالب همگان را به خواندن این اثر زیبا دعوت می نماید. تا پیش از ساواک ، مهمترین سازمان اطلاعاتی ایران شهربانی و رکن دوم ارتش بود نهاد های کهنه ای که دیگر توانائی لازم برای تحت پوشش قرار دادن حکومت پهلوی را نداشتند از این رو سازمان ساواک ایران از بعد از کودتای 28 مرداد 1332 ه.ش و سرنگونی دولت مردم پسند مر حوم دکتر محمد مصدق از سوی سازمان CIA آمریکا و با تلاش طراح عملیات چکمه در ایران یعنی آلن دالاس ، رئیس سازمان CIA ایجاد شد . تمامی بخش های داخلی و خارجی این سازمان اطلاعاتی بر گرفته از سازمان CIAآمریکا بود ، چارت اداری ، مالی ،عملیاتی ، و ضد اطلاعات آن و حتی نقشه ساختمانی این سازمان هم که در تهران و در زمینی به مساحت 4 هکتار ساخته شد الگوی از ساختمان CIA بود . در بیشتر بخش های آن یک ،چند تنی از مستشاران آمریکائی حضور داشتند. سازمان ساواک ایران اگر چه از کودتای 28 مرداد کار خود را در کشور آغاز نمود ولی عملا از سال 1335 و در طی تصویب نهائی آن در مجلس شورای ملی کار خود را آغاز نمود و جالب است بدانیم که این سازمان زیر نظر نخست وزیر قرار می گرفت و فقط انتخاب ریاست آن بر عهده شاه بود ، چیزی که بعد ها کاملا نادیده گرفته شد. بیشترین هم و غم آمریکائیان از سازماندهی و تجهیز این سازمان در ایران زیر نظر قرار دادن اتحاد جماهیر شوروی و اقدامات آن در خاور میانه و اروپای شرقی بود و حفظ و پایداری رژیم پهلوی دوم در درجه دوم اهداف آمریکائیان قرار می گرفت.البته و از سال 1336 به بعد آمریکا با بیرون کشیدن مستشاران خود از ساواک ، به عوامل داخلی و نفوذی که در این سازمان داشت بسنده نمود . ساواک از ابتدای پیدایش تا زمان انحلال آن (بهمن 1357 ) در مجموع 4 رئیس به خود دید که اگر از دو تن از آن یعنی سرلشکر حسن پاکروان و سپهبد ناصر مقدم بگذریم ، دو نفر دیگر یعنی سپهبد تیمور بختیار و سپهبد نعمت اله نصیری از مخوف ترین و کثیف ترین رؤسای این سازمان محسوب می شدند . بنده در پست های پیشینم در باره سپهبد نعمت اله نصیری و حسن پاکروان مطالبی را بیان داشتم. در این پست می خواهم به اولین و بد نام ترین چهره ساواک ایران که روی شاه را هم سفید نمود بپردازم. پیش از بیان شرح حال سپهبد تیمور بختیار لازم می دانم به این نکته هم اشاره نمایم که هر 4 نفر از رؤسای ساواک به سزای اعمال خود رسیدند ،بختیار که توسط خود ساواک ترور شد و سه تن دیگر در دادگا ههای انقلاب اسلامی و به حکم حاج صادق خلخالی . اما در باره تیمور بختیار باید بگویم که....... این پست ادامه دارد جان سخت و خوش شانس (1): در باره سوءقصد به جان محمد رضا شاه مطالبی در کتب درسی خوانده اید . در کتاب درسی تاریخ معاصر سال های قبل و جدید التألیف ، به این مورد هم اشاره شده است ولی تا آنجا که این جانب به یاد دارم فقط به دو بار این سوءقصد ها اشاره شده است در حالی که محمد رضا شاه چهار بار مورد حمله گروه های مختلف داخلی و خارجی قرار گرفت . در این پست به دو موردی که در کتاب های درسی و حتی غیر درسی اصلا یا بسیار کم به آنها پرداخته شده است ، اشاره ای خواهم داشت . شاه ایران یک بار در سال 1327 ه.ش توسط ایادی حزب توده با همکاری نزدیک رجبعلی رزم آرا در بهمن ماه مورد سوءقصد قرار گرفت و بار دوم در سال 1344 ه.ش که در محوطه کاخ نیاوران و توسط رضا شمس آبادی از سربازان گارد جاویدان و وابسته به جمعیت پرچم اسلام (مرتبط با فدایان اسلام ) اتفاق افتاد و جراحت مختصر محمد رضا شاه را به دنبال داشت و جالب است که در هر دوی این ترو ها ضارب یا ضاربین در حالی که امکان دستگیری آنها وجود داشت توسط محافظین شاه به گلوله بسته شدند و این حکایت از آن داشت که گروهی از افسران محافظ شاه از این ترور ها مطلع بودند و صرفأو جهت فاش نشدن برخی از اسرار ، ضارب را به گلوله می بستند . اما دو بار دیگری که محمد رضا شاه مورد سوءقصد قرار گرفت و به آنها اشاره نشده است از این قرار است : 1- در سال 1329 ه.ش : در این سال علیرضا پهلوی برادر تنی محمد رضا شاه که سه سال با محمد رضا فاصله سنی داشت و شبیه ترین عضو خاندان پهلوی از نظر خلق و خوی به رضا شاه بود در صدد بر آمد تا با همراه کردن یکی از شکار چیان مقتدر ساوه ای به نام سید یونس میر هاشمی ، که علیرضا در املاک خود در زرند زاویه ساوه با او آشناشده بود برادرش را به قتل برساند . در این سال علیرضا که خود را مستحق پادشاهی ایران می دید و در بیشتر موارد در برابر دستورات برادر بزرگ و تاج دارش مقاومت می کرد از فرصت پیش آمده استفاده نمود و نقشه خود را با میر هاشمی در میان گذاشت .طبق نقشه قرار بود که در فلان روز مشخص هر کسی را که در محدوده شکارگاه می بیند مورد هدف قرار دهد ، میر هاشمی در برابر این درخواست علیرضا مقاومت نمود و حاضر نشد در این راه با او همکاری نماید ،تطمیع و تهدید های علیرضا کار ساز نیفتاد ،ماجرا با ورود رزم آرا و صحبت او با میر هاشمی بالا می گیرد و همچنان مقاومت میر هاشمی را به دنبال دارد . این ماجرا به زودی دهان به دهان در زرند زاویه ساوه می پیچید و جهت جلوگیری از انتشار و رسیدن آن به تهران ، راه حل این ماجرا سر به نیست کردن خود میر هاشمی می شود . اما چگونه این ماجرا از پرده برون افتاد ، پیدا شدن جسد متلاشی شده ای بود که در اراضی مهر آباد در حدود پل کن پیدا شد و پس از تأیید خانوداه میر هاشمی که قبلا خبر ناپدید شدن او را به ژاندارمری داده بودند و به دنبال تحقیقات انجام شده ، معلوم گردید و همانگونه که همگان خبر دارند همین مسئله باعث شد تا در سال 1332 هواپیمای شخصی شاهپور علیرضا بر فراز آسمان منفجر شود و مرگ او را سقوط هواپیمای او اعلام نمایند . این مطلب ادامه دارد توضیح یک مطلب و بیان یک اشتباه (۱ ) : امسال و در جریان ارائه کتاب تاریخ معاصر ایران که جهت تدریس در مقطع متوسطه و برای رشته های غیر انسانی در نظر گرفته شده بود ، پس از مدت ها چالش و بحث بین گروه های مؤلف ، کتاب تألیفی گروه دکتر علی اکبرولایتی ( دکترای اطفال ) به عنوان یک کتاب درسی در نظر گرفته شد و در سال تحصیلی جاری تدریس شد. این جانب در یکی از پست های اولیه خود نقدی نسبتأ طولانی بر آن کتاب نوشتم . در این جا بر آنم تا به موردی در این کتاب درسی بپردازم که حداقل برای این جانب تا کنون محرز نشد که این اصطلاح یا بهتر بگویم حزبی که از آن نام برده شده و بدان اشاره خواهم داشت اصلا وجود خارجی داشته یا یک اشتباه در حروفچینی کتاب بوده است . در صفحه ی 90 این کتاب می خوانیم که :با این وجود برخی احزاب و دسته جات سیاسی نیز برای پیشبرد اهداف و مقاصد شاه و دربار تأسیس شدند که می توان از حزب «تاریا » و « حزب سوسیالیسم ملی کارگران » که به اختصار « سومکا » نامیده می شد ، نام برد. بنده در مراجعات مکرری که به سایت های معتبر در زمینه ی تاریخی و سیاسی داشتم و نیز در مراجعه به چند کتاب در خصوص احزاب سیاسی در دوران پهلوی اول و دوم و حتی از مشروطه به بعد ، هیچ حزبی با نام تاریا ثبت نشده است و اصلا چنین حزبی وجود خارجی نداشته . البته در دوران پس از جنگ جهانی دوم و با بالا گرفتن احساسات متفاوت وبعضأ در چالش با یکدیگر ( ملی گرا ، کمونیستی ، مذهبی ) در ایران گرفتار آثار جنگ ، محمدرضا شاه که از همان آغازین سال های حکومتی خود متهم به وابستگی به آمریکا و انگلیس از جانب احزاب مترقی چپ قرار گرفت ، حمایت گسترده ای را از گروه ها و دسته جاتی که عنوان حزب را با خود داشتند ،آعاز نمود و از جمله این گروه ها حزب فاشیستی آریانا و نه تاریا را می توان نام برد که به واسطه حملات گسترده ای که به طرفداران حزب توده داشتند ، موردتوجه خاص محمد رضا شاه قرار گرفت . همچنین از حزبی با نام مخفف سومکا نام برده می شود که متشکل از مشتی از ارازل و اوباش و چماق به دست و پنجه بوکس داران بود که به تجمعات و میتینگ های حزبی توده ای ها حمله ور می شدند . تا انجا که میدانیم حزب آریانا اول بار توسط سر لشکر ارفع ، رئیس ستاد ارتش آن زمان ایران تشکیل شد و به دنبال آن حزب سومکا را هم پایه گذاری نمود . شاید ذکر این نکته بی مورد نباشد که شاه ، سرهنگی داشت به نام حسین منوچهری که بعدأ به درجه امیری رسید و نام خود را به « بهرام آریانا » تقییر داد . این امیر ارتش شاهی بطور افراطی ضد عرب بود و از عرب نفرت وافری داشت . در زمانی که به ریاست ستاد ارتش رسید ، استفاده از واژه های عربی را در ارتش ممنوع ساخت .او بعد ها از سردمداران پاکسازی زبان و ادبیات فارسی از واژگان عربی شد . او همیشه اعراب را به خاطر حمله به ایران لعن و نفرین می کرد و طرفدار ایجاد اتحادیه ای میان کشور های غیر عرب منطقه خاورمیانه و تسخیر کشور های عربی بود. اما در باره حزب سومکا باید بگویم .......... آقای سیف الله صالحی دبیر دبیرستان امام حسن سده امیر عباس افندی معروف به هویدا : او از بزرگتری چهره های بهائی ایران و از فراماسونر های فعال (احتمالا وابسته به لژ حافظ یا مولوی ) در ایران بود . پس از برکناری از نخست وزیری سیزده ساله در جریان فضای باز سیاسی رژیم در سال 1356 به وزارت در بار پهلوی منسوب شد . و تا سال 1357 که به دستور شاه و در پی دستگیری رجال فاسد در کابینه شریف امامی و پس از آن ازهاری به زندان جمشید آباد فرستاده شد ، در مقام وزارت دربار مشغول بود . او در زندان بر خلاف سایر هم بندی هایش مانند سپهبد نصیری و دیگران که همواره در فکر سرنوشت شومی بودند که برایشان رقم خورده بود ، با خیال راحت مشغول نوشتن خاطرات خود بود . این در حالی بود که برادرش ، فریدون هویدا و سفیر ایران در خارج ، به شدت از سرنوشت برادر واهمه داشت و به زودی مشخص شد این نگرانی بی مورد نبوده است . خود او بارها درجواب برادرش که او را به فرار از زندان و رفتن به آمریکا تشویق میکرد ، این جمله را بیان می داشت که « من از حضور در دادگاه ترسی ندارم » . این ماجرا تا زمان فرار شاه از ایران در 26 دی ماه 1357 ادامه داشت ولی پس از آن فریدون هویدا موفق شد تا تلفنی او را در جریان فرار شاه و حاد شدن وضعیت او و دیگر زندانیان قرار دهد . در همین تماس تلفنی بود که هویدا به عمق فاجعه پی برد و به دست و پا افتاد و برادر را این چنین مورد خطاب قرار داد: « هرچه را قبلا گفته ام فراموش کن ، هر کاری که از دستت بر می آید انجام بده که اگر اعلیاحضرت از ایران برود و من در این جا باشم کار تمام است » فریدون هویدا آنچه را در توان داشت به کار گرفت از نیکسون (رئیس جمهور آمریکا ) و کیسینجر ( مشاور امنیت ملی امریکا ) تا ژیسگاردستن (رئیس جمهور فرانسه ) و مادر و خواهران شاه و حتی مقامات دولت انگلیس متوسل شد تا شاید بتواند او را نجات دهد که همگی ناموفق بود . شاه هم از مدت ها پیش دیگر حاضر به شنیدن نام هویدا نبود ، چرا که او را عامل شورش مردم علیه خود می دانست. پس از این ناامیدی، فریدون شروع به افشا گری علیه شاه نمود و در واپسین تلاش برای نجات برادر با بختیار تماس گرفت و بختیار آب پاکی را روی دست های او ریخت : شاه ، هویدا را به زندان انداخته و خود او باید او را آزاد کند » بختیار به او قول داد در صورتی که شاه از بختیار بخواهد ، هویدا را آزاد خواهد نمود . بد نیست بدانیم که شاه در فرودگاه مهر آباد تنها یک نفر ازحکومتیان خود به بختیار سفارش نمود و آن شخص خوش اقبال ، سپهبد حسین آزموده داد ستان نظامی چندین ساله او بود. هویدا تا 22بهمن در زندان جمشید آباد ماند . پس از هجوم مردم به زندان ها و آزادی زندانیان ، جمشید آبادیان هم آزاد شدند ، گویا در آن جمع زندانی مردم تنها به دنبال یک نفر بودند و آن هم سپهبد نصیری رئیس ساواک بود . هویدا پس از این اقدام با خیال آسوده و در حالی که سایر زندانیان معروف جمشید آباد به گوشه ای می خزیدند تا جان به در برند ، آرام راه کافه ای را کا در روبه روی زندان بود در پیش گرفت ، طبق معمول پیپ خود را روشن نمود و مشغول کشیدن آن شد و سپس راهی منزل آیت اله طالقانی شد تا شاید جان به سلامت برد . حوادث بعدی او را در برابر آیت اله حاج صادق خلخالی قرار داد و در ماه های اول سال 1358 به جوخه اعدام سپرده شد . پس از تیرباران او بنا بر در خواست بستگانش جنازه او را به اسرائیل منتقل و در آن جا پس از مومیائی شدن در منطقه کارامل ، بزرگترین پایگاه بهائیان ایران ، دفن شد. نویسنده : سیف اله صالحی اسنادی که هرگز فاش نشد ند: در خصوص روز های پایانی حضور محمد رضا شاه در ایران در منابع و مأخذ این عصر و پس از آن جسته و گریخته مطالبی را خوانده اید. در این قسمت از نکته ها یم به گوشه ای از واپسین دلخوشی ها و سر گرمی های آخرین بت پرست ( بت نفس ) 2500 ساله کشور اشاره ای خواهم داشت . بیشترین کار محمد رضا شاه در روزهای پایانی حضورش در ایران چه بود : زمانی که کشور درتب و تاب تظاهرات خیابانی و در گیری با رژیم غوطه ور بود در آن سو تر و در گوشه ای از کاخ سعد آباد در اتاقی دربسته و مجلل اما کوچک در میان اسناد و مدارک که هر یک به تنهائی می توانست ، تاریخی را با خود داشته باشد ، محمد رضا بی توجه به شعار های طوفنده مرگ بر شاه خائن ، در افکار گذشته خود غوطه ور بود . گاهی یکی از آن ها را با حرص تا می کرد و به گوشه ای از اتاق می انداخت و گاه یکی از عکس ها را با خشم از هم می درید و در شومینه اتاقش پرتاب می کرد و ناسزائی سر می داد . برخی را به کام نیستی و عدم می فرستاد و برخی را جهت تبعید با خود آماده می کرد . یقینأ شامل عکس های عریان هنر پیشه گان فیلم مورد علاقه و محبوبش یعنی مرد شش میلیون دلاری یا بوروشور آخرین جنگ افزار های نظامی ساخت امریکا و خصوصأ هواپیما های جنگنده اف18 نمی شد پس این اسناد و مدارک چه بودند که محمد رضا آن همه نگران ان ها بود که مبادا در ایران باقی بمانند و به دست انقلابیون بیفتند. در 26 دی ماه 1357 ه.ش و پیش از خروج محمد رضا از ایران ، جهان بین ، محافظ شخصی او مأموریت یافت که دهها چمدان مهر و موم شده ای را درهواپیمای شاهین قرار دهد . این چمدان ها با دو چمدانی که دو هفته پیشتر به سوئیس فرستاده شده بود تا در بانکی در آنجا به امانت گذاشته شود تفاوت داشتند . اگر ان دو چمدان قبلی تمام حساب های شخصی او بود که در بانک سوئیسی به امانت گذاشته می شد ، این چمدان ها حاوی نجات یافتگان همان اسناد و مدارکی بود که او در اتاقش در ان ها غوطه ور بود و هرگز منتشر نشدند ( حداقل تا امروز ) اما این که این اسناد و مدارک شامل چه مواردی می شدند ، مطلبی است که در مجالی دیگر به شرح آن ها خواهم پرداخت ، پس منتظر باشید . انگلیسی ها و نامزد های کودتای 1299 ه.ش : از جمله موارد آشکار دخالت انگلیسی ها در امور داخلی ایران ما انجام کودتای فرجام مند 1299 ه.ش بود . این کودتا از ابعاد گوناگون قابل ارزیابی و باز خوانی می باشد . در این مختصر مروری بر کاندیدا های این کودتا خواهم داشت. کودتای 1299 ه.ش یکی از خزنده ترین کودتا های انگلیس در قرن بیستم و در خاور میانه در نیمه های اول این قرن بود و همانطور که می دانیم برای این کودتا دو چهره نظامی و سیاسی در نظر گرفته شده بود . چهره نظامی این کودتا خود نیازمند برسی جداگانه ای می باشد در این جا فقط به گزینه های سیاسی آن نظری خواهم انداخت. اولین گزینه ای که برای این کودتا در نظر گرفته شد ، سردار اسعد بختیاری بود که به بهانه تعقیب بازماندگان گروه یاغی رضا جوزدانی ( با آنکه سه ماه از مرگ رضا جوزدانی می گذشت )در اصفهان با قوای تحت امرش متمرکز بودند . این فرد با توجه به پایگاه طبقاتی و خصوصأ قوای تحت اختیار می توانست گزینه خوبی باشد . از آنجا که بین این نیرو بر سر تعیین سرگروه اختلاف پیش آمد ؛ به زودی گروه ، متفرق شد و این گزینه از لیست آیرون ساید خارج شد . دومین گزینه برای کودتا که آیرون ساید بر روی آن تحقیقاتی داشت ، سالار جنگ فرزند بانو عظمی بود که یک ماه قبل از سید ضیاء دست به کار شده بود و با گروه تحت رهبری خود که مرکب از مزدوران و جمعی از بختیاری ها بودند در سیاه کوه ورامین راهزنی اختیار کرده بودند و قصد تصرف تهران را داشتند ولی به دلایلی که نگارنده از آن بی اطلاع می باشم از لیست کانذیدا ها حذف شد . سومین گزینه برای کودتای 1299 ه.ش ، اسماعیل نوبری از انقلابیون و مشروطه خواهان و از درجه داران قوای قزاق بود . گویا انگلیسی ها او را تشویق به بر عهده گرفتن فرماندهی قوای قزاق کرده بودند و حمایت از او را مشروط به این امر کرده بودند . عدم پذیرش این خواسته از سوی نوبری باعث حذف او از لیست آیرون ساید شد . چهارمین گزینه برای کودتای 1299 ه.ش ، نصرت الدوله فیروز فرزند ارشد عبد الحسین میرزای فرمان فرما بود که گرایشات شدید انگلیسی و فردی تحصیل کرده و دانشگاهی بود اما چنانکه از قراین بر می آید تعلق او به ایل قاجار باعث اصلی حذف او از لیست آیرون ساید بود. بد نیست بدانیم که نصرت الدوله از طرف مادر نوه دختری میرزاتقی حان امیر کبیر و وزیر عدلیه و وزیر خارجه دولت وثوق الدوله و صاحب نشان شوالیه و صاحب صلیب بزرگ میشل و جرج مقدس و از محالفان احمد شاه بود . به روایتی یکی از دلایلی که انگلیسی ها را از او منصرف نمود عدم موافقت وی با دستگیری شخصیت ها منتفذ سیاسی بود که انگلیسی ها خواستار بازداشت آنها بودند پنجمین گزینه برای کودتا سید ضیاءالدین طباطبائی بود که به تفضیل در باره او در منابع این عصر اشاره شده است . تهیه وتنظیم :آقای سیف الله صالحی دبیر تاریخ در این بخش فهرست همراه با مشخصات تعدادی از روزنامه های ایرانی که در عصر مشروطیت چاپ می شد در قالب جدولی ارایه می گردد.امید که با رهنمودهای همکاران ارجمند پربارتر شود. ردیف نام روزنامه موضوع مدیر تاریخ انتشار محل نشر فاصله انتشار ۱۶ حكمت سیاسی، علمی،ادبي، تجاري ميرزا محمد مهدي خان رييس الحكما ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۸ ق مصر ماهي ۳ بار ۱۷ جارچي ملت طنز ، انتقادي ، مشروطه خواه سيد حسن ابراهيم زاده ۱۳۲۸تا ۱۳۴۴ق تهران هفتگی ۱۸ شمس تاريخي ،سیاسی، علمی،ادبي، سيد حسن تبريزي ۱۳۲۶تا۱۳۲۷ق استانبول هفتگی ۱۹ ثريا خبري فرج الله الحسيني ۱۳۱۶ تا ۱۳۲۸ق تهران هفتگی ۲۰ چهره نما سیاسی ،خبری ، تاريخي
۱۳۲۳تا۱۳۶۵ق مصر
۲۱ انجمن سیاسی، خبری علي اكبر وكيلي ، محمود غني زاده سلماسي ۱۳۲۴ق تبريز هفته ای ۲ بار،هفتگي ۲۲ صوراسرافيل سياسي، تاريخي و اخلاقي ميرزا جهانگير خان شيرازي و ميرزا قاسم خان تبريزي ۱۳۲۵تا ۱۳۲۶ق تهران هفتگی ۲۳ قانون سياسي ميرزا ملكم خان ناظم الدوله ۱۳۰۷ تا ۱۳۲۵ ق لندن هفتگی ۲۴ جهاد اكبر سیاسی، خبری علي خراساني ۱۳۲۵ق اصفهان هفتگی ۲۵ مجلس خبري ،سیاسی ميرزا صادق طباطبايي و ميرزا محسن مجتهد ۱۳۲۴تا۱۳۲۹ق تهران روزانه ۲۶ سروش سیاسی، انتقادي ، ادبي محمد توفيق سردبير: علي اكبر دهخدا ۱۳۲۷ ق استانبول هفتگی ۲۷ فرياد سیاسی، خبري حبيب اورميه (آقازاده) ۱۳۲۵ق اورميه هفتگی ۲۸ جماليه سیاسی ، اجتماعی، اخلاقي صاحب امتياز: حسين مترجم نظام مدير: محمد حسن اصفهاني ۱۳۲۸ق همدان هفتگی، هفته اي ۲ بار ۲۹ مساوات سیاسی،اجتماعي سيد محمدرضا شيرازي ۱۳۲۵تا ۱۳۲۶ق تهران هفتگی ۳۰ روزنامه اتحاد خبری، اجتماعي سيد محمد يوسف زاده غمام همداني، شيخ موسي ۱۳۳۲ق همدان هفته اي ۲ بار
گرفته شده از سایت گروه تاریخ لرستان http://www.glhsaz.persianblog.ir/
تاریخ معاصر ، معنا و مفهوم آن : همیشه در امر تدریس کتاب تاریخ معاصر ایران این موضوع برایم مطرح بود که منظور از معاصر چیست ، و صد البته تااین موضوع برایم معلوم نمی شد نمی توانستم به تدریس آن بپردازم ، چرا که همواره به عنوان یک معلم تاریخ معتقدم هر کتابی را کلید فهمی است که اگر آنرا به دست دانش آموز بسپا ری ، در هر جلسه درسی راضی و خشنود از امر تدریس ، محراب تدریس را برای قرائتی دیگر ترک خواهی کرد . از اینرو شایسته می نمود ابتدا بر خو د معلوم سازم که الف: منظور از معاصر چیست و ب: چرا تاریخ معاصر ایران را از صفویه و در برخی دوران در تألیف کتاب تاریخ معاصر ، از قاجاریه شروع و تا دوران حال را شامل می شد. هر چند نتوانستم پاسخی در خور بیابم ولی در طول چندین سال کاری نکته ای برایم روشن شد که منظور از معاصر : مجموعه ای از حوادث یا سلسله ای از وقایع که در گذشته اتفاق افتاده و با گذشت چندین سال از وقوع آنها ، تأثیرات آن به حدی است که همچنان و خارج از اراده ما بر زندگی امروزمان بشدت سایه افکنده و ما را باخود می برد . البته این جانب به جبر تاریخ معتقد نیستم و همواره بر این عقیده ام که از آنجا که انسان است که تاریخ را می سازد ، پس میتواتند بر آن تأثیر گذار یا از آن تأثیر بپذیرد. با این اوصاف سعی نموده ام در یکی دو جلسه اول به باز سازی ذهن دانش آموز تاریخ معاصر در خصوص معنا و مفهوم معاصر آن بپردازم ، چرا که دانش آموز در جواب این سوال معلم تاریخ که معاصر یعنی چه می گوید:هم عصر بودن . و چون می پرسی به نام خدا برادران شرلی چه کسانی بودند و چگونه به در بار صفویان راه یافتند؟ رابرت و آنتونی شرلی ، فرزندان سر توماس شرلی می باشند . سرتوماس شرلی مردی از اهالی ساسکس انگلستان بود و مدت ها کلانتر شهر سوری و ساسکس را بر عهده ذاشت . در جنگ های بین انگلیس و اسپانیا عهده دار خزلنه جنگی انگلیس شد . او در ساسکس محل اقامت مجللی داشت که به وینستون هاوس معروف بود و با محافل انگلستان روابط نزدیکی داشت فرزندان او افکار و عقاید جوانان عصر الیزابت را داشتند و ثروت و موقعیت را در خارج از انگلستان جستوجو می کردند . انتونی متولد1565 میلادی و برادرش رابرت متولد 1549 میلادی بود .هر دو برادر علاوه بر داشت حس ثروت اندوزی ، بسیار شهرت طلب و ماجرا جو بودند و همین احساس آنها را به شرق و ایران کشانید . آنتونی پیش از آمدن به ایران در ونیز ،قلب تجارت و بازرگانی اروپا مشغول تجارت بود دیدار او با بازرگانان ایرانی و مأموریتی که از جانب دولت ونیز به او داده شد ، باعث شد تا ضمن تماس با برادرش رابرت که در دربار اسپانیا بود ، او را برای مسافرت به ایران تشویق نماید . از آنجا که دولت کوچک ونیز از موقعیت اسپانیو لیها و پرتغالی ها در دربار ایران صفوی و به خطر افتادن موقعیت تجاری خود بیم داشت ، بر آن شد تا با اعزام برادران شرلی در روابط اسپانیا ( درا ین دروران روابط ا یران با پرتغال بر سر جزایر هرمز و قشم تیره شده بود ) با ایران خللی وارد نماید از این رو آنتونی از رابرت خواست ، او رادر این سفر همراهی نماید . براداران شرلی سرنجام به تاریخ 1598 میلادی همراه با یک گروه بیست و چهار نفری انگلیسی که سه سال پیش به ایتالیا آمده بودنددر بندر انطاکیه از کشتی پیاده شدند و از راه حلب و بغداد خود را به ایران رسانید ند. و در قزوین (پایتخت صفوی ) به خدمت شاه عباس بزرگ رسیدند .آنتونی بعد ها شاه عباس را برای مقابله با عثمانی ها تشویق به اتحاد با پادشاهان اروپای نمد و خود به عنوان اولین سفیر شاه ایران به اروپا رفت .رابرت در ایران ماند و در بازسازی و زیبا سازی اصفهان و اطلاح قشون صفویه کوشید و با دختری قفقازی که توسط خااه اش در دربار شاه عباس بزرگ شده بود و توسط اسقف کاراملیت اصفهان غسل تعمید شد و به ترزا معروف شد ، ازدواج نمودو تا پایان عمر در ایران ماندگار شد و سانجام هم در ایران فوت نمود . آنتونی هم پس از چند مأموریت برای شاه عباس سرانجام در قزوین بیمار و سپس در همان شهر در گذشت. در مجموع حضور این دو انگلیسی در ایران عصر صفوی به برتری موقیت انگلستان در ایران گردید. عنوان :ميرزا يوسف خان مستشارالدوله گر دآورنده : خانم ندا قاسمي دبير تاريخ دبيرستان سپيده كاشاني زرين شهر مقدمه ميرزا يوسف تبريزي بخشي از مقالات ميرزايوسف مستشارالدوله در روزنامه اختر خاطرات اعتمادالسلطنه به نقل از روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه شرح دوران زنداني شدن ميرزايوسفمستشارالدوله آشنايي با برخي از فصلهاي يك كلمه نامهي ميرزا يوسف مستشارالدوله به مظفرالدين ميرزا منابع پينوشت به نام خدا پیرو تصمیم گرفته شده در اولین گردهمائی گروه تاریخ مبنی بر طرح نمونه سوال از کتاب تاریخ معاصر جدید التألیف آقای صالحی وخانم رضائی زاده دبیران محترم تاریخ شهرستان لنجان زحمت کشیده و از درس های 10 و 14 سوالاتی را طرح نموده اند که در زیرارائه شده است تا هم همکاران و هم دانش آموزان استفاده نمایند بنام خدا موارد بیان شده در زیر برگرفته از کتاب با ارزش مقاومت شکننده اثر جان فوران ترجمه احمدمتین است که تاریخ تحولات اجتماعی ایران را از صفویه تا سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی مورد بررسی جامعه شناسانه تاریخی قرار میدهد. و در امر تدریس تاریخ معاصر ما را یاری وکمک می نماید.امید آنکه از موارد آورده شده استفاده لازم را ببریم . يكي از مسائل مهم كه بسياري از اوقات ممكن است ذهن علاقمندان به ايران و تاريخ ايران را درگير خود كند علل عقب ماندگي ايران است به همين جهت لازم ديدم در اين مقوله برخي از حوادث تاريخ ايران و اروپا را در دوره قرن 18 م يعني قبل از شروع تاريخ معاصر بررسي نمايم زيرا به نظر اكثر مورخان تاريخ ايران و اروپا ريشه بسياري از عقب ماندگيهاي ايران و يشرفتهاي اروپا در تاريخ معاصر در تحولات قرن 18 ميلادي است . نزديك به دو قرن از انعقاد دو قرارداد ننگين "گلستان" و "تركمانچاي" ميگذرد. در اين مدت هيچ دولتي (قاجار، مشروطهخواهان، پهلوي و جمهوري اسلامي) خواهان الحاق مجدد سرزمينهاي از دست رفته طبق دو قرارداد مذكور نشده است. نحوه تغيير كتاب تاريخ معاصر به دنبال اعتراضات پي در پي دبيران تاريخ كل كشور ؛در تير ماه سال جاري تمام سر گروههاي
::ادامه مطلب::
::ادامه مطلب::
::ادامه مطلب::
::ادامه مطلب::
::ادامه مطلب::
نمايشگاه عکس ((گرفته شده از سایت موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران ))








































::ادامه مطلب::
::ادامه مطلب::
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |


