نمونه ای از نقد تاریخی
به نام خدا
با توجه به جایگاه نقد و بررسی و لزوم انجام آن در مقوله های فرهنگی واجتماعی خاصه در گستره آموزش و پرورش ، جهت اطلاع و آشنائی همکارن گرامی با چگونگی نقد کتاب تاریخ معاصر ایران (البته با توجه به این نکته که همکاران عزیز خود در عرصه نقد استادند ) که در پیش رو خواهیم داشت ،شمه ای از نقدی که توسط گروه تاریخ کاشان بر کتاب پیشین تاریخ معاصر (چاپ 1386 ) نوشته شده را در اینجا می آوریم .امید واریم که که موردتوجه و عنایت همکاران قرار گیرد.
با اجازه همکاران محترم در گروه تاریخ کاشان و بدون هر گونه دخل و تصرفی آورده می شود.
دردرس اول درباره حكم جهاد علما هم در جنگ اول وهم در جنگ دوم با روسها مطرح بوده وذكردوباره ان دركتاب مشكلي را ايجاد نمي كند ولي بهتر بود در يك جا مطرح مي شد
درصفحه ي 3 شيروان از مناطق جدا شده از ايران درست نمي باشد ودرمنابع ونقشه هاي تاريخي ،شروان امده البته شيروان درشمال خراسان است. شِروان یا شَروان ،ازنواحی شرقی قفقاز که در دوره میانه اسلامی و زمانهای اخیر به این نام معروف بوده است.
شروان به طور دقیق ارتفاعات شرقی جبال قفقازواراضی پست دامنه از این کوهها تا کرانۀ رود کر(کورا) را در بر می گرفت. اما حکمرانان آن منطقه همیشه تلاش می کردند تا سواحل غربی دریای مازندران را از قبه ( شهر جدید کُبه) در ناحیه مسقط( مَسقُط، مَشقُط که با اقوام قدیم اوراسیا، ماساگت مربوط هستند)در شمال، تا باکو در جنوب را زیر سلطه بگیرند. در شمال این قلمرو ، باب الابواب یا دربند و در غرب آن ،درماوراء گوک چای جدید، منطقه شکی قرار داشت. در قرون میانۀ اسلامی و از قرار معلوم در عصر ساسانی نیز، شروان، منطقه لیزان، که احتمالاً با لاهیج امروزی منطبق است ( این دو نام از نظر اشتقاق با هم مرتبط هستند)، را نیزدر بر می گرفت که اغلب همچون یک قلمرو مجزّا توسط یک شاخه جنبی( فرعی) شروانشاهان یزیدی اداره می شد. طبق گفته حمدالله مستوفی( نزهة القلوب، ص92-93، ترجمه انگلیسی، ص93-94) حدود شروان در واقع همان حدود دورۀ ایلخانی بود. جلگه ها و اراضی پست شروان در معرض حمله بود و شروانشاهان مجبور بودند تا با پیشروی همسایگان خود مقابله کنند.
درصفحه ي15 درباب اينكه شيخ فضل الله نوري نماينده ميرزاي شيرازي باشد صحيح نيست وبا منابع منطبق نمي باشد نماينده ميرزاي شيرازي ميرزاحسن اشتياني درايران است با توجه به نوشته هاي الگاردردين ودولت صفحه ي316 وكتاب شيخ فضل الله ومشروطه انصاري صفحه ي.34.فقط درخاطرات احتشام السلطنه صفحه ي572امده كه درحادثه ي تنباكو شيخ فضل الله نوري درطهران رياست داشت ودرصف پيشوايان روحاني مشوق ومحرك مردم در مخالفت با امتياز رژي بود.


